رسانه مردمی برای خاتمی
ادامه مطلب را باهم مرور کنیم...

محمد آقا پیرمرد یزدی که رسانه خاتمی است

محمد آقا، پیرمرد یزدی عاشق سید محمد خاتمی، با در دست داشتن عکس خاتمی،  روحان و آسید جواد حیدری (عالم فقید یزدی )  شاید خرسندترین  یزدی حاضر در جشن “تَکرار حضور”  (مسجد روضه محمدیه ) به شمار میرفت. محمد آقا در بخشی از مراسم  با ادبیات منحصر به فرد خود و فریادهای بی امان  تاثیر […]

محمد حسین تقوایی زحمتکش پگاهان سال 1396 خورشیدی و همه سال خجسته و شاد::.
ادامه مطلب را باهم مرور کنیم...

دعای سال ۱۳۹۶ خورشیدی در آغاز سال جدید

.::پگاهان سال ۱۳۹۶ خورشیدی و همه سال خجسته و شاد::. خدای من، در آغازین سال و همه سال باشد که بدانیم،عید می تواند در هرلحظه ای تکرار شود وقتی خدا، عشق و ایمان در زندگی امان جاری باشد… . خدایا در پگاهان سال و همه سال دعا می کنم همگی بیاموزیم که زندگی امان شاید […]

مدیر مسوول یزدفردا: از مدرسه تا حالا،همش می مونم 125 آتشفشان بودند یا آتش نشان؟ البته با این تجهیزات و امکانات بیشتر "آتش به جان" هستند. . #چهلم_پلاسکو
ادامه مطلب را باهم مرور کنیم...

عکس و مکث : رزرو هواپیمای استاندار در آتش فشان خیابان قیام یزد (۲)

نیکوست از مدیرمسوول یزدفردا تقدیر کنم مانند همیشه با صعه صدر و بزرگواری  چونان گذشته، اجازه انتشار تمام نقطه نظرات داده اند که گاه برخی مطالب منتشر شده مخالف نظرشان بوده است که این موضوع نشان از فرهیختگی، اخلاقمداری وشناخت رسانه توسط ایشان است، در این شماره برای اینکه حال و هوای مسوولین مورد طنز […]

معاون فنی عمرانی شهرداری یزد :اختصاص اعتبار 130 میلیاردی برای سنگفرش خیابان قیام (یزد رسا 5 مردادماه 1395 ) . . . *همزمان بانهمین نمایشگاه کتاب یزد رونمایی شد: کتاب سنگ فرش خیابان قیام یزد طلاست، قیمت تا امروز هفتاد میلیارد ریال.
ادامه مطلب را باهم مرور کنیم...

عکس و مکث: با طرح سنگ فرش خیابان قیام یزد جمله بسازید(۱)

                    پی نوشت۱ :عناوین با (*) طنز بوده و واقعی نیست. پی نوشت ۲:طرح خیابان قیام یزد، خیلی هم خوب، شیک و عالی ست، بیخودی انتقاد نکنید لطفا…. پی نوشت ۳ : برخی از اعضای شورای شهر و دیگرمدیران هم مسوولیت مشکلات را بر عهده دیگران […]

داستان کوتاه : بیزینس با دختر آدامس فروش - محمد حسین تقوایی زحمتکش
ادامه مطلب را باهم مرور کنیم...

داستانک : بیزینس با دختر آدامس فروش

دخترک به مرد اصرار می کرد: – آقا دویست تومان که دارین،دو تا آدامس شیک بخرین، بچه هاتون خوشحال میشن، ببنید مهر استاندارد داره! مرد، بی توجه به حرفهای دختر آدامس فروش، همچنان در کنار بی بی زهرا، کتابها  را ورق می زد… مرد استاد دانشگاه بود، این را بی بی زهرا بعدها گفت، اصرار […]